آدرس جدید وبلاگ من www.omid1986.blogfa.com اگه تشريف بياريد ممنون ميشم
خدمت تمام عزیزانی که بیننده این وبلاگ هستند سلام عرض میکنم
مدیر این وبلاگ مدتیست که به خدمت مقدس سربازی رفته ودوران آموزشی را سپری میکنه من یعنی داییش هر چند گاهی سعی میکنم یه سری به وبلاگ بزنم وپاسخگوی شما عزیزان باشم.....
فعلا بای تا بعد
هر جا كه سفر كردم، تو همسفرم بودي
وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
با هر كه سخن گفتم ، پاسخ ز تو بشنيدم
بر هر كه نظر كردم ، تو در نظرم بودي
هر شب كه قمر تابيد ، هر صبح كه سر زد شمس
در گردش روز و شب ، شمس و قمرم بودي
در خنده من چون گل ، در كنج لبم خفتي
در گريه من جون اشك ، در چشم ترم بودي
در صبحگه عشرت ،همدوش تو مي رفتم
در شامگه غربت ، بالين سرم بودي
چون طرح غزل كردم ، بيت الغزلم گشتي
چون عرض هنر كردم ، زيب هنرم بودي
آواز چو مي خواندم ، سوز تو به سازم بود
پرواز چو مي كردم ، تو بال وپرم بودي
هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
گر خواست كه بگزيند ، يار دگرم بودي
سرمد به ديار خود ، از ره نرسيده گفت
هر جا كه سفر كردم ، تو همسفرم بودي
تقدیم به ز.هیوا(دیوار سکوت)
|
|
|
آيا شما بتازگي وبلاگتان را تأسيس كرده ايد؟ آيا از تعداد كم بازديدكنندگان وبلاگتان عذاب مي كشيد؟ آيا همواره براي حفظ آبرو، خودتان براي خودتان كامنت مي گذاريد؟ اگر اين طور است اين متن را بخوانيد. |


مجموعه مطالب زير رو از وبلاگ: khoshtipe-mahal.blogfa
براتون گلچين كردم.
اميدوارم خوشتون بياد.
(با اجازه از آقا سامان)
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
*يگانه رازي که زن مي تواند نگه دارد رازي است که نشنيده.
*يادت باشه دنيا گرده,هر وقت احساس كردي به اخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي!
*گر بميرد پسري از قبر او رويد گلي گر بميرند پسران دنيا گلستان مي شود گر بميرد دختري يک بي وفا کم ميشود گر بميرنددختران دنيا وفادار مي شود.
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
* اگه پسرا نبودن...
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟
اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟
اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟
اگه پسرا نبودن دخترا واسه کي اشوه شتري بيان؟
خصوصيات دخترا
1. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!!
2.حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن
3.اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن!
4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن!
5.همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش)
6. از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
*خطبه عقد رشتي ها:"النکاح سنتي "،"بعد کيف امتي"
*سازمان سنجش اعلام کرد:هيچ قزوينيي حق نداره پشت کنکور بمونه
*عشق من از وقتي رفتي خونه تاريکه ...چراغ خونه خاموشه ....آخه لامصب فيوزو چرا بردي.
*دوتا ترکه تصميم ميگيرن فارسي صحبت کنن اولي ميگه پاشو دومي مي گه نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم.
*اي يار به جهنم که مرا دوست نداري از عشق تو هرگزنکنم گريه و زاري
اگر روزي بري و يار بگيري الهي تب کني فرداش بميري
الهي سرخک و اوريون بگيري تب مالت و فشار خون بگيري
اگر بردي از اين ها جان سالم الهي درد بي درمان بگيري
الهي تو بميري من بمانم سر قبرت بيام قرآن بخوانم
جک ها
دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد ميكنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!
به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!
غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد!
بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگرافخونه میگه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمیگيريم. علی میگه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !
غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچهها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!
باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچهاش میگه برو کلاه منو بيار. بچه میگه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه میگه: اه...پس...نمیخواد بری بياريش!
وقتي زنت خونه نيست چه كار ميكني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت
تركه ميخوره زمين، كمونه ميكنه بعدش تو كلانتري ميگه: من رضايت نمي
يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بينيام چكه ميكر
راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!
سه نفر به جزيره آدمخوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش ميداد گفت: ببخشيد روشور داريد؟
معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود، ميگويد: يه ژمين لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته!


ـ عشق از ديد حاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )
ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه : آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)
ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)
ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)
ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات ( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )
ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)
ـ عشق از ديد ... (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي ... ، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)
آروم ، مثل حرکت توی خلاء ...
ماشینی که زوزه کشان توی اتوبان حرکت می کنه ...آهنگی که دوسش دارم ...
گرگ و میشه هوا ... سری که به شیشه ی ماشین تکیه خورده ...
چشمام هراسونه دیدن یک منظره ست ... شاید دلتنگیم رو بگیره ...
باد گرمی که بهم میخوره رو دوس ندارم .شیشه رو میدم پایین ... رها میشم از همه ی فکرهای مزاحم
دیگه همه ی صورت مساله های توی سرم رو پاک میکنم ...
تو خیالم جوابی میزارم برای همه چیز ...
(( یک صفر بزرگ وسط یک کاغذ سفید ، این نقطه ی آغاز دوباره ست ...))
چقدر فاصله ها نزدیک میشه وقتی که کسی رو در قلبت جا بدی ...
و چقدر من احمقم که بعد از این همه بالا و پایین ، دلم میخواد که درهایی رو که سالها بستم ،
باز کنم ... صفر بزرگی که وسط کاغذ میخوام بزارم .... یک شروع دوباره ...برای فاصله ی بعیدی که حتی گاهی محال به نظر میرسه ....
هوا تاریک شده ... حسرت دیدن یک منظره به دلم موند ...
با خودم زمزمه میکنم :
شجاعت این نیست که نترسی ، اینست که در عین ترسیدن ، ایمان داشته باشی...

چو حاصل آدمي در اين شورستان
نيست جز خوردن غصه تا كندن جان
خرم دل آن كه زين جهان زود برفت و
آسوده كسي كه خود نيامد به جهان
يادت باشه وقتي كسي برات ميميره آنقدر مرام داشته باشي كه سر قبرش گل ببري .




